از مـيانههاي دوره تبليغات رياست جمهوري نهم برخي اطرافيان دكتر احمدينژاد تلاش گستردهاي را آغاز كـردنـد كـه مـهـمترين هدف آن، اثبات <متفاوت بودن> احمدينژاد بـا هـمـه سـياستمداران ايراني از جمله كانديداهاي رياست جمهوري بود.
پس از اعلام پيروزي احمدي نژاد در انتخابات نيز يكي از اصليترين عناصر در اظهار نظر اطرافيان رئيس جمهور، القاي تفاوت هاي عمدهاي بود كه به ادعاي آنها در رفتار و گفتار احمدي نژاد نسبت به اسلاف او وجود دارد. البته ظاهرا براي اثبات اين تفاوت، ورود به همه عرصهها نيز مجاز شمرده شده و ميشود.يك مشاور رئيسجمهور براي آنكه تفاوت رئيس جمهور جديد و تيم او با پيشينيان را ثابت كند به مصاحبه با يك شبكه ماهوارهاي روي آورد و از بلامانع بودن بازگشت خوانندگان لس آنجلسي به كشور خبر داد و نهايتا نيز تاكيد كرد كه <آنچه من ميگويم سخن آقاي دكتر هم هست.> همين آقاي مشاور، چندي بعد در توصيف تفاوتهاي رئيس جمهور نهم با اسـلاف خـود گـفـت: <مـسـائـلـي كـه قبلا طي چند سال تصميمگيري ميشد، اكنون يك شبه تصميم گيري مي شود> يكي ديگر از افراد نزديك به دولت و رئيسجمهور هم اعتقاد خود به تفاوت عمده احمدينژاد با گذشتگان را درانتخاب نام <معجزه هزاره سوم> براي او به نمايش گذاشت. پس از آن، يك نفر هاله نور مشاهده كرد و ديگري نامه رئيس جمهور را <الهام الهي> ناميد. يك روزنامه حامي دولت هم براي آنكه نشان دهد نفوذ رئيس جمهور نهم در ميان ايرانيان مقيم خارج از كشور به هيچ وجه با روساي جمهور سابق ايران قابل مقايسه نيست اظهارات يك بانوي تاجيك را نقل كرد كه بخشي از آن، اشاره به اعلام حمايت <ليلا فروهر> از مواضع داخلي و خارجي احمدي نژاد بود.
البته پافشاري بعضي از همكاران و حاميان دكتر احمدينژاد بر <متفاوت بودن> دولت نهم و رئيس آن، تنها به تبيين ويژگيهاي استثنايي او محدود نميشد و عنداللزوم، گذشتگان مورد <عنايت ويژه> قرار ميگرفتند تا مردم قدر دستاوردهاي <معجزه هزار سوم> را بدانند. از جمله در كنار ادعاهاي هر روزه پيرامون مفاسد مالي و رانت خواريها در دولتهاي پيشين، يك وزير جوان دولت احمدي نژاد ادعا كرد <سياست خارجي ايران در دو دهه گذشته، منفعل بوده است.> توصيف سخنراني در دانشگاه كلمبيا به عنوان فتح الفتوح نيز نشانه ديگري از متفاوت دانستن احمدي نژاد بود.
نمونههاي ديگري نيز ميتوان ارائه كرد كه اگر چه در ظاهر، تفاوتهايي با يكديگر دارد اما پيام همه آنها اثبات متفاوت بودن احمدينژاد با ديگران بوده است.
البته آن اظهارات، مسئوليت رسمي و قانوني براي ملت و كشور ايجاد نميكرد؛ اگر چه در هزينهساز بودن برخي از آنها ترديد وجود ندارد. اما به نظر ميرسد اخيراً دكتر احمدينژاد هم تلاش جدي را آغاز كرده است تا متفاوت بودن خود را نشان دهد. اين تلاش، با نوشتن نامه براي بوش آغاز شد و عليرغم بيپاسخ ماندن آن نامه، مركل، پرودي، پاپ و ساركوزي نيز مخاطب نامههاي بعدي احمدينژاد قرار گرفتند و جالب آنكه محتواي اين نامههاي بيپاسخ، منتشر نگرديد تا لااقل تاثير تبليغاتي در داخل و خارج داشته باشد. گويي يكي از تفاوتهايي كه دكتر احمدينژاد براي خود قائل است احساس رسالت براي انذار و آگاهي دادن مكتوب به برخي سران سياسي و مذهبي جهان است.
تغييرات ناگهاني عاليترين مديران اجرائي -كه دربرخي موارد، بدون اطلاع قبلي مدير بركنار شده، صورت ميگرفت و گاه بدون اطلاع نزديكترين ياران رئيس جمهور- از اقدامات ديگري بود كه اثبات متفاوت بودن رئيس جمهور نهم را پيگيري ميكرد كه تكرار اين روش نيز به اعتقاد برخي از فعالان سياسي و حتي گروهي از حاميان رئيس جمهور ، هزينههايي بر عرصه اجرائي و مديريتي كشور تحميل مي كند.
امـا اظـهـارات دو سـه هفته اخير رئيسجمهور از آن جهت كه موجب تثبيت برخي ا مور در عرصه جهاني و نيز ثبت بعضي از ادعاهاي غير دقيق در تاريخ ميشود، هزينههاي غير قابل جبران براي امروز و فرداي كشور دارد؛ اگرچه شايد براي اثبات - يا ادعاي- متفاوت بودن دستاوردهاي دوره رياست جمهوري دكتر احمدينژاد در مقايسه با پيشينيان به كار آيد!
رئيس جمهور چندي قبل ارزش گزارش اخير البرادعي را بسيار بالاتر از ملي شدن صنعت نفت دانست و در آخرين موضعگيري نيز اعتراف مشكوك نهادهاي امنيتي آمريكا در مـورد كـنـارگـذاردن بـرنـامـه توليد بمباتمي در ايران را <بزرگترين پيروزي ملت ايران در يك سده اخير> معرفي كرد. البته مشخص نيست كه دكتر احمدينژاد براي ارزيابي صددرصد مثبت از گزارش البرادعي، همتراز دانستن آن، با نهضت بزرگ ملي شدن صنعت نفت، چه استدلالي دارد. اما اين سخن او در واقع مهرتاييدي است بر ابهام افكنيهاي البرادعي: از جمله متهم ساختن ايران به همكاري انفعالي بجاي همكاري فعال، اظهار تاسف او از عدم همراهي كامل ايران با قطعنامههاي شوراي امنيت و تداوم برخي مخفيكاريها كه آژانس را مجبور به استفاده از تصاوير ماهوارهاي براي ارزيابي برخي فـعـالـيـتهـاي ايـران، كـرده اسـت! تـوصيف گزارش اخير آمريكاييها به عنوان <بزرگترين پيروزي سده اخير> نيزبه معناي پذيرش تلويحي صحت اين گزارش ميباشد درحالي كه بن مايه اين گزارش، اثبات تلاشهاي طولاني مدت ايران براي ساخت بمباتمي و توقف ناگزير آن از سال 2003 بود! مفهوم ديگر بزرگ نمايي گزارش نيز ارسال اين پيام براي افكار عمومي جهانيان است كه آمريكاييها حتي در ارزيابي از فعاليت دشمنان خود نيز جانب انصاف را نگه ميدارند و به حقيقت اعتراف ميكنند. اكنون مشخص نيست كه اگر بعد از چند ماه ، همين منابع از كشف جديدي در ايران سخن گفتند و ادعا كردند كه ايران بار ديگر <بمب سازي> را از سرگرفته است،چگونه مي خواهيم گزارش آنها را غير مستند و صددرصد دروغ بناميم؟
بزرگ نمايي اخير، شايد بتواند بخشي از برخورد غيردوستانه سران شوراي همكاري خليج فارس - كه تنها 24 ساعت بعد از سخنراني آقاي احمدي نژاد در دوحه و پيشنهادات 12 گانه او صورت گرفت- را تحت الشعاع قرار دهد، اما آيا به ساير پيامدهاي موضع گيري اخير رئيس جمهور نيز انديشيده شده است؟ آيا رئيس جمهور قبل از بيان اين سخن، با برخي صاحب نظران - جز چند مشاور هميشگي خود - رايزني كرده است؟ اي كاش رئيس جمهور قبل از طرح سخنان اخير، تلاش مي كرد افرادي مانند علي لاريجاني و تعدادي از نمايندگان مجلس - كه گزارش اخير امريكائيها را يك دام ميدانند - را قانع سازد، آنگاه به صورت دسته جمعي مردم را قانع مي كردند كه گزارش اخير امريكائيها مهم تر از نهضت مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت، پيروزي انقلاب اسلامي، ناكامي جبهه متحد شرق و غرب و اعراب در جنگ 8 ساله عليه ايران و ساير دستاوردهايي است كه ملت ايران در يكصد سال اخير به دست آورده است.
البته شايد بيان اين سخن، تنها براي تبليغ اين موضوع بوده است كه موفقيت هاي ايران در دوره رياست جمهوري نهم با آنچه در دوره روساي جمهور پيشين حاصل شده است، قابل مقايسه نميباشد كه در اين صورت بهتر بود بيان اين ادعا به همان كساني سپرده مي شد كه رئيس جمهور نهم را <معجزه هزاره سوم> مي نامند و سخنراني او را فتحالفتوح ميدانند. در آن صورت، سخن امروز بالاترين مقام اجرائي ايران، در آينده به عنوان سند< راست گويي> امريكائيها در مورد ايران مورد بهره برداري قرار نخواهد گرفت!