در دو سه سال اخير، اخبار مربوط به پرونده هستهاي ايران و پيامدهاي شديد تورم و گراني، در كانون توجه مردم و رسانهها بوده است. در كنار اين دو موضوع سياسي و اقتصادي، اقداماتي كه تحت عنوان <امنيت اجتماعي> توسط نيروي انتظامي صورت ميگيرد نيز توجه بسياري از رسانههاي داخلي و خارجي كشور را به خود جلب كرد. بخشي از اين طرح، يكبار در ارديبهشت 85 در دستور كار نيروي انتظامي قرار گرفت. در آن زمان، دكتر احمدي نژاد مخالفت تلويحي خود با روش پيشبيني شده براي مبارزه با بدحجابي را در قالب اين عبارات بيان كرد كه <تـرويج حجاب در جامعه، نيازي به برخوردهاي آمـرانـه نـدارد... مـسـائـل فـرهـنـگي يك شبه حلنمي شود و نبايد براساس جوسازيها و جنجالها، دستگاههاي فرهنگي و انتظامي دچار انفعال شوند و در فضايي گرفتار شوند كه مشخص نيست مديريت آن به عهده كيست و تنها برخي فرصتطلبها از آن بهره ميبرند.> در آن زمان، همين اظهارات كافي بود كه از جديت دستگاههاي مربوطه براي اجراي طرح كاسته شود. اما در سال 86، نيروي انتظامي برنامهاي را تحت عنوان <امنيت اجتماعي> معرفي كرد كه مبارزه با مظاهر بدحجابي و بدپوششيتنها بخشي از آن تلقي ميشد و اين بخش بيش از ساير ابعاد طرح، در رسانهها و محافل سياسي و فرهنگي بازتاب يافت. رسانههاي خارجي نيز با روشهاي خاص خود گاه و بيگاه تصاويري پخش ميكردند كه به گفته آنها، مربوط به نحوه اجرايطرح در بعضي نقاط بود. مباحث حاشيهاي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي و بدپوششيحتي به صدا و سيما نيز كشيد و يكي از مجريان سرشناس تلويزيوني، پس از گفتگوي نه چندان متعارف با مسئول اجراي طرح، با برخي حملات شديد مواجه و نهايتاً به حضور تصويري او در رسانه ملي خاتمه داده شد.
البته برخلاف سال 85، رئيس جمهور اين بار حاضر به هيچگونه اظهار نظري نسبت به اهداف طرح ارتقاي امنيت اجتماعي و برخي روشهاي مورد عمل نشد. اين سكوت براي كساني كه در سال 84 سخنان احمدينژاد در دوره تبليغات انتخابات رياست را شنيدند و پس از آن در سال 85 شاهد تكرار همان مواضع به صورت جديتر بودند، عجيب به نظر ميرسيد. سكوت رئيس جمهور ميتوانستبه معناي تغيير نظر او نسبت به سالهاي 84 و 85 و حمايت از اقدامات نيروي انتظامي نيز باشد. اما اظهارات هفته گذشته دو مقام بسيار نزديك به رئيس جمهور ، ثابت كرد كه احمدي نژاد همچنان بر ديدگاه قبلي خود استوار است و سرگرم شدن به بعضي حواشي مربوط به پوشش جوانان و برخي رفتارهاي آنها را موجب غفلت از مسائل مهمتر ميداند. مهدي كلهر، چهار روز پيش در جمع اعضاي بسيج دانشجويي يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد اظهار داشت: <هدف نه چكمه پوشيدن است و نه نعلين پوشيدن. هدف تمدن، كوتاه يا بلند بودن پاچه شلوار نيست... اينها آرمانهاي بسيار كوچكي است كه حاكميت، همه مسائل را رهـا كـند و نيرويش را صرفاً براي اين مساله بگذارد. احمدي نژاد بارها حتي در زمان شهردار بودن هم گفتهبود كه مساله ما اينها نيست و ما را از بيرون گرفتار كردهاند.> يك روز بعد از اين اظهارات، دكتر الهام- كه او نيز از نزديكترين ياران احمدينژاد تلقي ميشود- ترجيح داد در اظهار نظري صريحتر، ديدگاه احمدي نژاد در مورد طرح موسوم به <امنيت اجتماعي> را تشريح كند. اظهار نظر الهام در پاسخ به سوال خبرنگاري بود كه از او پرسيد: <در قالب اجراي طرح امنيت اجتماعي، بعضاً برخوردهايي در جامعه صورت ميگيرد اما مردمدر برابر اين برخوردهابه صحبت رئيس جمهور در جريان تبليغات انتخابات رياست جمهوري اشاره ميكنند كه مشكل اصلي ما پوشش جوانان نيست.> خبرنگار با طرح اين پرسش خواستار اعلام نظر صريح دولت در اين مورد شد كه پاسخ الهام چنين بود:
<روشــن اسـت كـه دولـت مـخـالـف ايـن گـونـه برخوردها با مردم، خصوصا جوانان است و هيچ گونه تغييري در نگاه و سياست رئيس جمهور به وجود نيامده اسـت ... اين گونه برخوردها را دولت قبول ندارد وسياستش در امور فرهنگي مشخص و روشن است.>
نگارنده به دنبال ارزشگذاري - مثبت و منفي- عملكرد نيروي انتظامي در طرح امنيت اجتماعي يا ارزيابي از اظهارات سخنگوي دولت نيست؛ اگر چه به نظر مي رسد پس از حدود 8 ماه از آغاز اجرا، اكنون زمان مناسب براي تحليل نتايج اجراي طرح و دستاوردها يا پيامدهاي آن مي باشد. اما آنچه كه اكنون مهمتر از اين موضوع به نظر مي رسد تاكيد الهام بر مخالفت دولت با برخي اقداماتدر برخورد با مردم و به خصوص جوانان و در عين حال تلاش براي سلب مسئوليت از دولت در اين مورد با استناد به اصل تفكيك قوا مي باشد.
دكتر الهام با رد هرگونه ارتباط دولت با برخوردهاي اخير اظهار داشته است: <در برخورد با ناهنجاري ها و تخلفات، نيروي انتظامي به عنوان ضابط قضايي زير نظر قوه قضائيه كار مي كند... شكل رفتاري كه پليس دارد و موضوع و محتوايي كه به عنوان ضابط قضايي انجام مي دهد، زير نظر قوه قضائيه است.>
البته در صحت اين ادعاي الهام ترديدي وجود ندارد، اما رئيس جمهور و همكاران او، در ساير مواردي كه مسئوليت آن به عهده ساير قوا و دستگاهها ميباشد نيز به همين گونه برخورد ميكنند؟ آيا تمامي اظهارنظرهاي داخلي و خارجي رئيس جمهور، دقيقاً در حوزه مسئوليت قوه مجريه ميباشد؟ مردم هنوز اظهار نظر قاطع رئيس جمهور در مورد پرونده يك ديپلمات متهم به جاسوسي را فراموش نكردهاند. احمدي نژاد در آن اظهار نظر نه تنها بدون توجه به حقوق قانوني قوه قضائيه، از تريبون عمومي بر جاسوس بودن متهم تاكيد كرد، بلكه پس از اعلام نظر اوليه مرجع قضايي، باز هم از اعتراض دست نكشيد و برخلاف رويه حاكم بر پروندههاي امنيتي، خواستار انتشار برخي اسناد پرونده شد. رئيس جمهور همچنين، از اين اقبال برخوردار بود كه عدهاي از دانشجويان، با اعتماد كامل به اظهارنظر <شبه قضايي> اودر يك تجمع فاقد مجوز در برابر قوه قضائيه، اعدام متهم پرونده را خواستار شوند بدون آنكه مشكلي براي آنها بوجود بيايد! آيا در اين شرايط، مردم ميپذيرند كه رئيس جمهور با اجراي يك طرح بزرگ اجتماعي - يا بخشهايي از آن - مخالف باشد و يا روشهاي مورد عمل در آن را <قبول نداشته باشد> اما نسبت به آن، حتي يك كلمه اظهار نظر نكند و طرفداران او هم براي اعلام حمايت از ديدگاههاي او تلاشي صورت ندهند؟ برخي از اقدامات كه هماكنون در قالب طرح امنيت اجتماعي صورت ميگيرد با سرنوشت تعداد زيادي از مردم - و به ويژه جوانان - سروكار دارد و پيامدهاي آن - مثبت يا منفي - ميتواند عده بيشتري را نيز تحت تاثير قرار دهد. پس چگونه ميتوان ادعاي دكتر الهام را پذيرفت كه <دولت و رئيس جمهور، اين برخوردها را قبول ندارند> اما در عين حال رئيس جمهور حاضر نباشد در حد انتخابات امريكا، موضوع هولوكاست، دختر واكسزن بوليويايي و دهها موضوع ديگر مورد عنايت خويش، به آن بپردازد و مخالفت خود را به صورت علني مطرح نمايد!؟ راستي مگر فرمانده نيروي انتظامي در حال حاضر مشاور رئيس جمهور نيست؟ آيا تفكيك قوا و محدود كردن اظهارنظر مسئولان دولتي در چارچوب مسئوليت رسمي آنان، فقط براي مواردي است كه مرتبط با عدهاي از جوانان هموطن ميباشد؟
انسانهاي با تجربه و سياستمداران هوشمند در تمام دنيا، تلاش ميكنند تا با درسگرفتن از گذشته، آيندهاي بهتر را براي خود و كشورشان رقم بزنند. اما توقف در گذشته و يادآوري مستمر آن، نه پسنديده است و نه ضروري. اين در حالي است كه در موارد متعدد، رسانهها و تريبونداران ايراني ناچارند به عقب برگردند و برخي وعدهها و ادعاهاي پيشين را به كارگزاران حكومتي يادآوري نمايند. اين موضوع بخصوص در مواردي اهميت پيدا ميكند كه برخي سخنان و اظهارنظرهاي پيشين، بر روند سياسي كشور و به ويژه راي مردم به يك كانديدا، تاثيرگذار بوده باشد.
آنچه كمتر از سي ماه پيش در جريان انتخابات رياست جمهوري بيان شد را ميتوان يكي از مصاديق مورد نظر اين يادداشت دانست. در آن زمان، روزنامههاي طرفدار دكتر احمدينژاد از قول او نوشتند <پول نفت بايد سر سفرههاي مردم ديده شود.> اين روزنامهها سخن ديگري از احمدينژاد را نيز منعكس كردند كه بعدها در شعار كابينه هفتاد ميليوني، متجلي شد.
كسي كه امروز نهمين رئيس جمهور ايران است سه روز قبل از برگزاري مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري در جمع 140 نفر از نمايندگان مجلس هفتم، براي آنكه دغدغه حذف نيروهاي غير همسو را برطرف نمايد خطاب به نمايندگان مجلس گفت: <اگر همه دست به دست هم دهيم و به مردم خدمت كنيم، باز هم كم ميآوريم. بنابراين معنا ندارد در صورت راي آوردن در انتخابات، دوستانمان را به زمين بزنيم.> البته براي ارزيابي ميزان تحقق شعار <ديده شدن پول نفت بر سر سفرههاي مردم> حدود يكسال وقت لازم بود. اما كمتر از دو ماه بعد ازتاكيد بر <دست به دست دادن همه براي خدمت به مردم> كابينهاي به مجلس معرفي شد كه حتي اعتراض بسياري از اصولگرايان را برانگيخت و آنها را به واكنشي ناچار ساخت كه در تمام دورههاي رياست جمهوري بعد از انقلاب، بيسابقه بود. اصولگرايان مسلط بر مجلسبا عدم راي اعتماد به چهارتن از نزديكترين ياران رئيس جمهورعدم رضايت خود را از محدود شدن دايره انتخاب وزيران اعلام داشتند. اما شايد اصولگرايان معترض به احمدي نژاد نيز تصور نميكردند كه از نخستين روزهاي آغاز سال دوم رياست جمهوري، روند حذف در داخل كابينه آغاز شود. تغيير ناگهاني مهمترين عنصر اقتصادي كابينه در تابستان 85 و در حالي كه دفتر رئيس سازمان مديريت، استعفا يا بركناري او را تكذيب ميكرد، آغاز انجام تغييرات در كابينه بود. آن روز كسي متوجه نشد كدام ضعف يا سستي عامل جدايي مهمترين معاونت رياست جمهوري از كابينه گرديد. همين وضعيت در مورد وزيران تعاون و رفاه هم -كه يكي از آنها روابط بسيار حسنه با مجلس داشت- تكرار گرديد و باز هم كسي از علت اين جدايي باخبر نشد. چند ماه بعدهمزمان با اعلام بيخبري يك مقام سرشناس دولت نهم از استعفاي وزير صنايع، ناگهان خبر بركناري وزير نفت و پذيرش استعفاي وزير صنايع در اختيار رسانهها قرار گرفت كه در اين مرحله عدم حضور وزير مستعفي در جلسه توديعنشان داد كه قطع همكاري او با دولت، همراه با نوعي چالش و دلخوري بوده است.
جدا شدن اين دو وزير از كابينه بازتابهاي فراواني داشت. رئيس اصولگراي مركز پژوهشها و برخي نمايندگان مجلس، يكي از علل كنار گذاشته شدن دو وزير را عدم پذيرش افراد كم توان براي گماردن در بعضي مسئوليتهاي كليدي دانستند و به صراحت اعلام كردند كه در خصوص اين عدم پذيرش، حق را به وزيران مستعفي و معزول ميدهند.
تغيير ناگهاني اعضاي كابينه و عدم اعلام دليل آن، كه كمكم به امري عادي تبديل شده است، هفته گذشته نيز ادامه يافت و همزمان با حمله معاون رئيس جمهور به رسانههايي كه< خبر دروغ تغيير وزير آموزش و پرورش را مخابره كردهاند> فرشيدي در حال خداحافظي با همكاران خود در وزارت آموزش و پرورش بود. اين بار هم اگرچه احمد توكلي شخصاً به ريشهيابي علت قطع همكاري فرشيدي با دولت نپرداخت، اما يك سايت خبري نزديك به او، اعلام كرد كه <مشاور عالي رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي استعفاي او را خواستار شده است. > اين خبر، هيچ واكنشي از سوي مقامات رسمي دولت به دنبال نداشت و حتي اظهارات يك مشاور رئيس جمهور كه <مسئولان دولت نهم پذيرفتهاند هر وقت بنزين آنها تمام شد به پاركينگ بروند> به نوعي تاييد كننده ادعاهايي بود كه در خصوص بركناري محترمانه فرشيدي منتشر گرديد. در حالي كه گمانهزنيها درموردحذف آخرين نفر از چهار وزير- كه انتخاب اول احمدينژاد نبودند- ادامه داشت ناگهان خبر قطع همكاري معاون پرنفوذ و قدرتمند وزير كشور، توجه رسانههاي داخلي و خارجي را به خود جلب كرد و برخي سايتهاي خبري نزديك به اصولگرايان، از دستور يك مقام خارج از وزارت كشور، براي بركناري او خبر دادند.
پايان همكاري ذوالقدر با وزارت كشور، نشان داد كه جابجاييهاي مديريتي كه سايه آن بر سر اكثر وزيرانوجود دارد، برخي از معاونان وزيران را نيز در برگرفته و ظاهراً در اين مورد هم، بنا نيست كه ضعف يا خطاي مديران مستعفي يا معزول، به اطلاع مردمي برسد كه با اعتماد به شعار <دست به دست دادن همه نيروها براي خدمت به مردم> به احمدينژاد راي دادند.
البته كسي در حق قانوني رئيس جمهور براي انتخاب مديران زيردست خود، ترديد ندارد اما آنچه موجب نگراني است احتمال پافشاري بر بعضي سياستگذاري و برنامهريزيهاست كه حتي نزديكترين ياران اقتصادي، سياسي و فرهنگي رئيس جمهور نيز نميتوانند آن را بپذيرند.
سران دولت نهم علاقه خاصي به استفاده حداكثري از اختيارات خود دارند و تاكنون نيز اين اختيارات را در حد اعلي مورد استفاده قرار دادهاند. حتي به نظر ميرسد در مواردي، از حدود قانوني نيز عبور ميكنند كه تاخير در ابلاغ قانون نظام هماهنگ يا عدم اجراي قانون شناورسازي قيمت محصولات پتروشيمي - كه عدم اجراي آن موجب ميلياردها تومان رانت شده است - از نمونههاي آن ميباشد.
برخي مسئولان دولتي هم ثابت كردهاند كه هيچ گاه استفاده حداكثري از اختيارات خود - يا آنچه كه در حوزه اختيارات خود ميدانند - را قرباني تعامل با ساير دستگاهها و قوا نميكنند كه عدم توجه به تذكرات مكرر نمايندگان مجلس در مورد تغيير ساعت كار بانك ها، تغيير ساعت رسمي كشور و عرضه آزاد بنزين، از نمونههاي واضح آن ميباشد. در چنين شرايطي، مواجهه مردم با اين خبر كه حتي برخي وزيران و معاونان وزرا نيز قادر به هضم و اجراي سياستهاي دولت نهم نيستند، قطعاً موجب نگراني هايي است كه نميتوان در برابر آن سكوت كرد.
اكنون كه جلوههاي ويژه كابينه هفتاد ميليوني در برابر مردم قرار گرفته است، شايد <باز تعريف تعامل> و نيز پافشاري ساير دستگاهها و نهادهاي قانوني كشور بر استفاده از اختيارات قانوني خود الزامي باشد تا مردم مطمئن شوند امور مهم اقتصادي، اجتماعي و ديپلماتيك، تنها توسط چند نفر معدود تصميم سازي و تصميمگيري نميشود.
از مـيانههاي دوره تبليغات رياست جمهوري نهم برخي اطرافيان دكتر احمدينژاد تلاش گستردهاي را آغاز كـردنـد كـه مـهـمترين هدف آن، اثبات <متفاوت بودن> احمدينژاد بـا هـمـه سـياستمداران ايراني از جمله كانديداهاي رياست جمهوري بود.
پس از اعلام پيروزي احمدي نژاد در انتخابات نيز يكي از اصليترين عناصر در اظهار نظر اطرافيان رئيس جمهور، القاي تفاوت هاي عمدهاي بود كه به ادعاي آنها در رفتار و گفتار احمدي نژاد نسبت به اسلاف او وجود دارد. البته ظاهرا براي اثبات اين تفاوت، ورود به همه عرصهها نيز مجاز شمرده شده و ميشود.يك مشاور رئيسجمهور براي آنكه تفاوت رئيس جمهور جديد و تيم او با پيشينيان را ثابت كند به مصاحبه با يك شبكه ماهوارهاي روي آورد و از بلامانع بودن بازگشت خوانندگان لس آنجلسي به كشور خبر داد و نهايتا نيز تاكيد كرد كه <آنچه من ميگويم سخن آقاي دكتر هم هست.> همين آقاي مشاور، چندي بعد در توصيف تفاوتهاي رئيس جمهور نهم با اسـلاف خـود گـفـت: <مـسـائـلـي كـه قبلا طي چند سال تصميمگيري ميشد، اكنون يك شبه تصميم گيري مي شود> يكي ديگر از افراد نزديك به دولت و رئيسجمهور هم اعتقاد خود به تفاوت عمده احمدينژاد با گذشتگان را درانتخاب نام <معجزه هزاره سوم> براي او به نمايش گذاشت. پس از آن، يك نفر هاله نور مشاهده كرد و ديگري نامه رئيس جمهور را <الهام الهي> ناميد. يك روزنامه حامي دولت هم براي آنكه نشان دهد نفوذ رئيس جمهور نهم در ميان ايرانيان مقيم خارج از كشور به هيچ وجه با روساي جمهور سابق ايران قابل مقايسه نيست اظهارات يك بانوي تاجيك را نقل كرد كه بخشي از آن، اشاره به اعلام حمايت <ليلا فروهر> از مواضع داخلي و خارجي احمدي نژاد بود.
البته پافشاري بعضي از همكاران و حاميان دكتر احمدينژاد بر <متفاوت بودن> دولت نهم و رئيس آن، تنها به تبيين ويژگيهاي استثنايي او محدود نميشد و عنداللزوم، گذشتگان مورد <عنايت ويژه> قرار ميگرفتند تا مردم قدر دستاوردهاي <معجزه هزار سوم> را بدانند. از جمله در كنار ادعاهاي هر روزه پيرامون مفاسد مالي و رانت خواريها در دولتهاي پيشين، يك وزير جوان دولت احمدي نژاد ادعا كرد <سياست خارجي ايران در دو دهه گذشته، منفعل بوده است.> توصيف سخنراني در دانشگاه كلمبيا به عنوان فتح الفتوح نيز نشانه ديگري از متفاوت دانستن احمدي نژاد بود.
نمونههاي ديگري نيز ميتوان ارائه كرد كه اگر چه در ظاهر، تفاوتهايي با يكديگر دارد اما پيام همه آنها اثبات متفاوت بودن احمدينژاد با ديگران بوده است.
البته آن اظهارات، مسئوليت رسمي و قانوني براي ملت و كشور ايجاد نميكرد؛ اگر چه در هزينهساز بودن برخي از آنها ترديد وجود ندارد. اما به نظر ميرسد اخيراً دكتر احمدينژاد هم تلاش جدي را آغاز كرده است تا متفاوت بودن خود را نشان دهد. اين تلاش، با نوشتن نامه براي بوش آغاز شد و عليرغم بيپاسخ ماندن آن نامه، مركل، پرودي، پاپ و ساركوزي نيز مخاطب نامههاي بعدي احمدينژاد قرار گرفتند و جالب آنكه محتواي اين نامههاي بيپاسخ، منتشر نگرديد تا لااقل تاثير تبليغاتي در داخل و خارج داشته باشد. گويي يكي از تفاوتهايي كه دكتر احمدينژاد براي خود قائل است احساس رسالت براي انذار و آگاهي دادن مكتوب به برخي سران سياسي و مذهبي جهان است.
تغييرات ناگهاني عاليترين مديران اجرائي -كه دربرخي موارد، بدون اطلاع قبلي مدير بركنار شده، صورت ميگرفت و گاه بدون اطلاع نزديكترين ياران رئيس جمهور- از اقدامات ديگري بود كه اثبات متفاوت بودن رئيس جمهور نهم را پيگيري ميكرد كه تكرار اين روش نيز به اعتقاد برخي از فعالان سياسي و حتي گروهي از حاميان رئيس جمهور ، هزينههايي بر عرصه اجرائي و مديريتي كشور تحميل مي كند.
امـا اظـهـارات دو سـه هفته اخير رئيسجمهور از آن جهت كه موجب تثبيت برخي ا مور در عرصه جهاني و نيز ثبت بعضي از ادعاهاي غير دقيق در تاريخ ميشود، هزينههاي غير قابل جبران براي امروز و فرداي كشور دارد؛ اگرچه شايد براي اثبات - يا ادعاي- متفاوت بودن دستاوردهاي دوره رياست جمهوري دكتر احمدينژاد در مقايسه با پيشينيان به كار آيد!
رئيس جمهور چندي قبل ارزش گزارش اخير البرادعي را بسيار بالاتر از ملي شدن صنعت نفت دانست و در آخرين موضعگيري نيز اعتراف مشكوك نهادهاي امنيتي آمريكا در مـورد كـنـارگـذاردن بـرنـامـه توليد بمباتمي در ايران را <بزرگترين پيروزي ملت ايران در يك سده اخير> معرفي كرد. البته مشخص نيست كه دكتر احمدينژاد براي ارزيابي صددرصد مثبت از گزارش البرادعي، همتراز دانستن آن، با نهضت بزرگ ملي شدن صنعت نفت، چه استدلالي دارد. اما اين سخن او در واقع مهرتاييدي است بر ابهام افكنيهاي البرادعي: از جمله متهم ساختن ايران به همكاري انفعالي بجاي همكاري فعال، اظهار تاسف او از عدم همراهي كامل ايران با قطعنامههاي شوراي امنيت و تداوم برخي مخفيكاريها كه آژانس را مجبور به استفاده از تصاوير ماهوارهاي براي ارزيابي برخي فـعـالـيـتهـاي ايـران، كـرده اسـت! تـوصيف گزارش اخير آمريكاييها به عنوان <بزرگترين پيروزي سده اخير> نيزبه معناي پذيرش تلويحي صحت اين گزارش ميباشد درحالي كه بن مايه اين گزارش، اثبات تلاشهاي طولاني مدت ايران براي ساخت بمباتمي و توقف ناگزير آن از سال 2003 بود! مفهوم ديگر بزرگ نمايي گزارش نيز ارسال اين پيام براي افكار عمومي جهانيان است كه آمريكاييها حتي در ارزيابي از فعاليت دشمنان خود نيز جانب انصاف را نگه ميدارند و به حقيقت اعتراف ميكنند. اكنون مشخص نيست كه اگر بعد از چند ماه ، همين منابع از كشف جديدي در ايران سخن گفتند و ادعا كردند كه ايران بار ديگر <بمب سازي> را از سرگرفته است،چگونه مي خواهيم گزارش آنها را غير مستند و صددرصد دروغ بناميم؟
بزرگ نمايي اخير، شايد بتواند بخشي از برخورد غيردوستانه سران شوراي همكاري خليج فارس - كه تنها 24 ساعت بعد از سخنراني آقاي احمدي نژاد در دوحه و پيشنهادات 12 گانه او صورت گرفت- را تحت الشعاع قرار دهد، اما آيا به ساير پيامدهاي موضع گيري اخير رئيس جمهور نيز انديشيده شده است؟ آيا رئيس جمهور قبل از بيان اين سخن، با برخي صاحب نظران - جز چند مشاور هميشگي خود - رايزني كرده است؟ اي كاش رئيس جمهور قبل از طرح سخنان اخير، تلاش مي كرد افرادي مانند علي لاريجاني و تعدادي از نمايندگان مجلس - كه گزارش اخير امريكائيها را يك دام ميدانند - را قانع سازد، آنگاه به صورت دسته جمعي مردم را قانع مي كردند كه گزارش اخير امريكائيها مهم تر از نهضت مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت، پيروزي انقلاب اسلامي، ناكامي جبهه متحد شرق و غرب و اعراب در جنگ 8 ساله عليه ايران و ساير دستاوردهايي است كه ملت ايران در يكصد سال اخير به دست آورده است.
البته شايد بيان اين سخن، تنها براي تبليغ اين موضوع بوده است كه موفقيت هاي ايران در دوره رياست جمهوري نهم با آنچه در دوره روساي جمهور پيشين حاصل شده است، قابل مقايسه نميباشد كه در اين صورت بهتر بود بيان اين ادعا به همان كساني سپرده مي شد كه رئيس جمهور نهم را <معجزه هزاره سوم> مي نامند و سخنراني او را فتحالفتوح ميدانند. در آن صورت، سخن امروز بالاترين مقام اجرائي ايران، در آينده به عنوان سند< راست گويي> امريكائيها در مورد ايران مورد بهره برداري قرار نخواهد گرفت!
دبيركل حزب اعتماد ملي و هيات همراه در چهارمين روز سفر خود به چين با جاچينگ لين، عضو كميته مركزي حزب كمونيست چين و يكي از اعضاي شوراي رهبري سراسر خلق چين ديدار كردند. به گزارش ايسنا در اين ديدار، مهدي كروبي با اشاره به مذاكراتي كه در اين چند روز با اعضاي حزب كمونيست چين داشته است، گفت: زمينههاي بسياري براي همكاري هرچه بيشتر ميان ايران و چين در زمينههاي اقتصادي، تجاري، كشاورزي و ساير بخشها وجود دارد. وي با اشاره به روابط مناسب ميان ايران و چين گفت: سطح روابط ميان ايران و چين به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي بسيار عالي بوده است و هر دو كشور تا جايي كه توانستهاند در جهت منافع يكديگر حركت كردهاند. وي تاكيد كرد: ما انتظار داريم دوستان چيني در تلاش باشند و اجازه ندهند سلطه بيگانگان به كشورهاي دوست و مستقل سايه افكند. دبيركل حزب اعتماد ملي با اشاره به نقش ايران در منطقه خاورميانه افزود: ايران، همراه با تدبير و تعقل مذاكره و اعتمادسازي بستري را فراهم كرده كه بتواند سطح زندگي را هم براي مردم خود و هم كشورهاي منطقه هموار سازد. وي با تاكيد بر همكاري ايران با آژآنس بيناللملي درباره پرونده هستهاي ايران، گفت: اگر به راي و نظر آژانس، احترام گذاشته شود بايد پرونده هستهاي ايران به آژانس بازگردانده شود. در غير اين صورت، سرنوشت پرونده ايران فقط تحت تاثير بهانه جويي آمريكايي ها قرار ميگيرد. ما عضو آژانس هستهاي هستيم و هميشه به پادمانها و مقررات آژانس بيناللملي انرژي هستهاي احترام گذاشتهايم و انتظار داريم از امتيازاتي كه قوانين و مقررات آژانس براي اعضا در نظر گرفته، بهرهمند شويم. بر همين اساس براي توسعه فني و علمي و نيازهاي داخلي، درصدد استفاده از انرژي صلحآميز هستهاي هستيم و در دفاع از حقوق قانوني خود پافشاري ميكنيم. كروبي، با اشاره به روابط ميان حزب اعتماد ملي و حزب كمونيست چين، گفت: در اين چند روز در زمينه حزبي، ديدارهاي خوبي داشتيم و معتقديم ارتباط و رايزنيها در سطوح كارشناسي حزب براي حزب تازه تاسيس اعتماد ملي نيز بسيار مفيد است. وي گفت: دعوتهاي بسياري از همكاران بنده در زمان مجلس ششم و هفتم و در قالب گروههاي دوستي و كميسيون و كارشناسي براي سفر به چين شده است و انتظار ميرود دوستان چيني، اين نوع رفت و آمدها را پاسخ گويند و كميسيون مشترك اقتصادي چين و ايران به صورت فعالتري عمل كنند و تعدادي از پروژههاي اقتصادي كه تعويق افتاده است از جمله كارهاي بانكي پروژههاي نفتي يادآوران به سرانجام برسد. وي تاكيد كرد: از شما درخواست ميكنم كه به عنوان يكي از دستاوردهاي اين سفر براي رفع موانعي كهبر سر روابط بانكي، پولي، فاينانس پروژهها به وجود آمده است دستوري صادر فرماييد و البته انتظار ميرود مسئولان ذيربط براي حل و فصل اين موضوعات، اقدامات لازم را به انجام برسانند. بنده از زمان نخست وزيري آقاي موسوي، به اين روابط و ارتباطات با كشور چين علاقه مند بودهام و تمام تلاشم را انجام دادهام تا اين نوع ارتباطات به سرانجام برسد. جا چينگ لين نيز با اشاره به روابط سياسي دو كشور كه در سال 1971 به بعد روندي بسيار سازنده و ديپلماتيك داشته است تاكيد كرد: مبادلات تجار ما با كشور شما، به بيش از 20 ميليارد دلار ميرسد كه اين ميتواند افق تازهاي در پيشبرد مناسبات دو كشور باشد. وي گفت: ما از همه همكاريهاي ايران و احساس مسئوليت آنها در مورد مسائل تايوان و حقوق بشر، تشكر ميكنيم. دولت چين براي ايران و جايگاه آن در نظام بيناللملي احترام خاصي قائل است. جا چينگ لين با توجه به اشاره به حضور كروبي به عنوان دبيركل حزب اعتماد ملي، تاكيد كرد: با توجه به آنكه از عمر حزب شما مدت كوتاهي ميگذرد اما اين حزب در كشور شما جايگاه زيادي دارد و انديشهها و سوابق طولاني و درخشان شما در زمينههاي سياسي و اقتصادي، كمك شاياني به شكوفايي حزب نوپايتان كرده است. ما از كوشش حزب شما براي ساماندهي اقتصادي و سامان بخشي به زندگي مردم قدرداني ميكنيم.
مديرعامل بانك كشاورزي بركناري خود از سمت مديرعاملي اين بانك را تاييد كرد. حسن نوربخش در گفت و گو با فارس اظهار داشت: من هيچگاه در دوره فعاليتم استعفا نكردهام. مسئولان تشخيص دادهاند مديرعامل شخص ديگر باشد. وي گفت: دليل جابهجايي را نميدانم. از آقاي دانش جعفري - وزير اقتصاد- بپرسيد. نوربخش گفت: مراسم معارفه آقاي طالبي مديرعامل جديد بانك، مدير عامل شركت سرمايه گذاري تدبير و عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق روز شنبه ساعت 5/8 صبح برگزار ميشود.
<استثنائي ترين 16 آذر>
16 آذر بار ديگر درحالي فرا رسيد كه به نظر ميرسد از چند سال قبل تاكنون، مسئولان دولتي به حضور در جمع دانشجويان و دانشگاهيان در همين روز علاقه زيادي ندارند. تشكلهاي مختلف دانشجويي نيز مشغوليتهاي ديگري براي خود ايجاد كردهاند و بعضي از آنها نيز راه انفعال در پيش گرفتهاند. اين درحالي است كه به نظر ميرسد روز دانشجو در سال 86 مانند ساير مناسبتهاي اين سال، تفاوتهايي با سالهاي پيشين دارد. حوادث گوناگون سال 86 در داخل و خارج از كشور، حضور فعال دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي در تحولات مرتبط با كشورمان را ضروريتر از گذشته نموده است، درحالي كه نه تنها هيچ نشانهاي از تحرك ويژه دانشجويان مشاهده نميشود بلكه با قـطعيت ميتوان ادعا كرد كه نقش آفريني مستقيم و غيرمستقيم دانشجويان نسبت به چند سال قبل به شدت كاهش پيدا كرده است. در نقطه مقابل، به نظر ميرسد با نزديكي به انتخابات مهم مجلس هشتم تلاش گروههاي سياسي براي بهرهگيري از پتانسيلهاي دانشجويي در جهت پيشبرد اهداف خود، در حال افزايش است. البته ظاهراً جناحهاي مختلف سياسي و عناصر بانفوذ حكومتي، داراي شانس مساوي براي همراه كردن دانشجويان با خود نيستند.در سال 86 گروهي از دانشجويان، انتقاد از عملكرد دولت و به طور كلي گفتماني كه دولت نهم آن را نمايندگي ميكند را در راس فعاليتهاي خود قرار دادهاند و عدهاي ديگر نيز دفاع از عملكرد دولت را تا آنجا پيش بردهاند كه پس از انتقادات تلويحي يا صريح رئيس دولت نسبت به عملكرد دستگاه قضايي، تجمع بي سابقه در برابر قوه قضائيه در دستور كار دانشجويان حامي دولت قرار گرفت. هم زمان با اعلام تبرئهكوتاه مدت كسي كه رئيس جمهور بر جاسوس بودن او تاكيد داشت، تجمعي اعتراضي توسط عدهاياز دانشجويان برگزار گرديد كه تنها هدف آن اعتراض به اين حكم بود و تجمع كنندگان كه گويي اظهار نظر عالي ترين مقام اجرائي را <قضايي> تر از حكم قضايي مي دانستند خواستار اعدام موسويان شدند. اما هر چه بود اين تجمع براي برگزار كنندگان آن هزينه و پيامدي نداشت. شايد همين وضعيت، دانشجويان حامي دولت و منتقد قوه قضائيه را به فكر دريافت مجوز براي تجمعي بزرگتر انداخت كه براساس اطلاعيههاي منتشره، موضوع آن اعتراض رسمي به عملكرد قوه قضائيه در عرصه مبارزه با مفاسد اقتصادي بود. اين تلاش ها كمتر از يك ماه بعد از آن آغاز شد كه رئيس جمهور در سخنراني پرحرارت خود در دانشگاه علم وصنعت -كه اكثريت قاطع شركت كنندگان در آن، حاميان جدي دولت بودند- از تنها بودن دولت در مبارزه با مفاسد اقتصادي سخن گفته بود. البته براي برگزاري اين تجمع اعتراضي، وزارت كشور دولت نهم مجوزي صادر نكرد، اما به نظر مي رسد طراحان اين تجمع با صدور دو اطلاعيه كه در رسانه هاي خبري منتشر شد، تا حدود زيادي به اهداف خود رسيدند. اطلاعيه نخست به بهانه اعلام برنامه تجمع و اهداف آن صادر شد و دومين اطلاعيه، اعتراض به عدم صدور مجوز از سوي وزارت كشور بود كه اين اطلاعيه نيز از تعريض نسبت به عملكرد قوه قضائيه، خالي نبود. اما نه تجمع برگزار شده كه دستور كار آن درخواست صدور حكم براي موسويان و طرح ادعاهاي تلويحي عليه محكمه بود، مشكلي براي اين گروه دانشجويي ايجاد كرد و نه مطالب مندرج در بيانيه مربوط به تجمع اعتراضي نسبت به عملكرد قوه قضائيه در مبارزه با مفاسد اقتصادي.
البته بدون ترديد اين رفتار تسامح آميز، اگر گروههاي ديگر دانشجويي از جمله منتقدان جدي دولت را نيز شامل شود، سند افتخاري براي قوه قضائيه خواهد بود. اين در حالي است كه عده اي از وابستگان به گروههاي دانشجويي منتقد دولت، در ماههاي گذشته ادعاهايي در خصوص مواجهه با مشكلاتي در محيط دانشگاه و خارج از آن مطرح كردهاند و تعدادي از آنها حتي با مجازاتهاي قضايي مواجه شدهاند.
16 آذر سال جاري در حالي با بي اعتنايي رسمي يا غيررسمي مراكز رسمي فرا رسيد كه علاوه بر آنچه در بالا آمد، سالجاري براي بخش بزرگي از پيكره دانشجويي كشور يعني دانشگاه آزاد نيز سال حساسي بود و جدي ترين اعتراض ها و انتقادهاي رئيس جمهور شامل حال مديران آن دانشگاه شد و نميتوان به چالش كشيدن قاطع مديريت دانشگاه آزاد توسط رئيس جمهور و پاسخگويي محكم هاشمي رفسنجاني و ساير حاميان دانشگاه آزاد را بر تحولات آن دانشگاه و سرنوشت دانشجويان بي تاثير دانست.
16 آذر امسال مي توانست فرصت مناسبي باشد تا براي <بـه حـاشيه كشيده شدن يا حاشيه نشيني تشكل هاي دانشجويي منتقد دولت> چاره اي انديشيده شود و در برابر ادعاهاي مكرر تشكلهاي حامي دولت در مورد عملكرد دستگاه قضايي- كه نهايتا به نااميدي يا انفعال گروه ديگري از دانشجويان منجر خواهد شد- شفاف سازي لازم صورت گيرد اما ظاهرا براي بهرهگيري از فرصت استثنايي روز دانشجو، اراده لازم وجود نداشته وندارد و قاعدتا بايد از هم اكنون تاثير منفي اين رفتار برفعاليت تشكلهاي دانشجويي در انتخابات سرنوشت ساز 24 اسفند را به انتظار نشست.
البته درسالهاي گذشته نيز تشكلهاي دانشجويي- بدون توجه به گرايشهاي سياسي آنها- با بي مهريهايي مواجه بودهاند اما 16 آذر 86 يك تفاوت عمده با سالهاي پيش داشت كه همين تفاوت، انتظارات متفاوتي را براي دانشجويانايجاد كرد. اين تفاوت اظهارات شفاف رئيسجمهور ايران در دانشگاه كلمبيا بود كه: <ما درايران به دانشجو و دانشگاهيان به قدري احترام قائل هستيم كه تشخيص حقيقت را به آنها واگذار ميكنيم.>
حالا <ما> جايزه ميدهيم
روزي كه رئيس جمهور از برگزاري جشنواره براي تشويق منتقدان دولت خبر داد، خيلي از اين سخن تعجب نكرديم. زيرا اين دولت قبلاً صبوري خود را در برخورد با اتهام افكنان و حتي كساني كه نسبت به دولت ايران كم لطفي ميكنند، به نمايش گذارده بود. مثلاً نحوه مواجهه بعضي گروههاي فلسطيني با هلاكت زرقاوي ملعون- دشمن قسم خورده ملت و دولت ايران - هيچگاه در برخورد دولت ايران با آن گروهها اثر نگذاشت. همانطور كه به سوگ نشستن عدهاي از ايشان براي مرگ صدام جنايتكار، حتي باعث يك گلايه كوچك از آنها نگرديد. در عراق هم اتهامافكنيهاي مكرر بعضي سياستمداران و مسئولان سياسي آن كشور و ادعاي ايشان در خصوص دخالت مخرب ايران در قضاياي آن كشور، حتي ذرهاي از عزم دولت ايران براي اعطاي وام و كمكهاي ميلياردي به دولت عراق نكاست. همين وضعيت در افغانستان هم تكرار شد و اتهامات گاه و بيگاه بعضي سياستمداران يا مقامهاي نظامي آن كشور و بازگويي ادعاهاي امريكايي با لهجه افغاني، تأثيري بر مهربانيهاي دولت ايران نسبت به دولت افغانستان نداشت. در دو سه سال اخير، مداراي دولت ايران با دشمنان و مخالفان، در حدي بوده است كه حتي در برابر مزاحمتها، اتهامافكنيها و آزارهاي مستمر دولت امريكا، مسئولان ايراني آمادگيخود را براي كمك به آنها و نجات از باتلاق عراق و مواجه نشدن با <بي آبرويي> بيشتر اعلام ميكنند. كمي آنطرفتر، در هند نيز همين وضعيت قابل مشاهده است.يعني نامهربانيهاي دولت هند عليه ايران و همراهي آن كشور با قطعنامههاي ضد ايراني شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي نه تنها هيچ تأثيري بر مذاكرات خط لوله صلح نگذاشت بلكه به ادعاي عضو اصولگراي كميسيون انرژي مجلس، هدف ايران از صادرات ارزان قيمت گاز در قرارداد خط لوله صلح، كمك به رفع منازعات شديد بين هند و پاكستان بوده و اگر هند از اين پروژه خارج شود، دليلي بر فروش گاز ارزان به پاكستان توسط ايران وجود ندارد.
همه اين موارد، نشان ميداد كه دولت ايران با درك صحيح از شرايط بينالمللي، حتيالامكان اصل <مدارا> را بر همه رفتارهاي خود حاكم كرده است و هر گاه مصلحت ايجاب كند، اين اصل را در مواجهه با بعضي از دوستان نيمهراه، رقباي بينالمللي و كساني كه گاه و بيگاه با دشمنان ايران همراهي ميكنند رعايت مينمايد. لذا پذيرش اين موضوع كه دولت مترصد مدارا با منتقدان داخلي و حتي تشويق آنها ميباشد چندان مشكل نبود.
از سوي ديگر، دولت نهم براي تشويق منتقدان و اعطاي جايزه به آنها، با هيچگونه محدوديت مالي مواجه نيست. زيرا افزايش ناگهاني درآمدهاي نفتي شرايطي براي دولت فراهم نموده است كه دولت جمهوري اسلامي بدون توجه به بيمهري بعضي از گروههاي لبناني نسبت به ايران، اجراي بيش از سه هزار پروژه بازسازي در آن كشور را به عهده ميگيرد، همچنين دقيقاً در روزي كه رسانههاي خارجي ادعاهاي ضد ايراني وزير خارجه عراق عليه ايران را منتشر ميكنند، رسانههاي داخلي شاهد انعكاس اظهارات معاون اول رئيس جمهور ايران مبني بر جديت ايران براي كمكهاي ايران به دولت عراق هستند.
در ماههاي اخير شرايط مالي دولت آنقدر خوب بوده است كه همزمان با پذيرش اعطاي وام يك ميليارد دلاري به عراق، ادعاي مكرر خبرگزاريهاي خارجي در خصوص اعطاي كمك يك ميليارد دلاري به بوليوي توسط مقامهاي ايراني تكذيب نميگردد.
نمونههاي فراوان ديگري نيز قابل عرضه است كه همه آنها ثابت ميكند وضعيت مالي دولت بسيار مناسب است ولذا اگر دولت بخواهد كمكي به نهادهاي مستقل داخلي انجام دهد، با هيچ محدوديتي مواجه نيست.
همه آنچه در بالا آمد نشان ميداد كه براي اجراي وعده رئيسجمهور در خصوص تشويق منتقدان <مقتضا موجود است و مانع هم مفقود.>اما عليرغم اين شرايط، كاهش 60 درصدي يارانه تخصيصي به آفتاب يزد- كه از نظر وزارت ارشاد، رتبه اول انتقاد به دولت نهم را در اختيار دارد - نشان داد كه وجود مقتضا و فقدان مانع، اجراي وعده رئيسجمهور را تسهيل نكرده و لذا نه تنها انتظار دريافت جايزه و تشويق، منطقي نيست بلكه مواجهه با تنبيه را بايد يك امر عادي دانست. در اين شرايط، تصميم گرفتيم براي اثبات سرپا ماندن خود عليرغم افزايش مشكلات مالي، مسابقهاي برگزار و به برنده مسابقه، جايزه دهيم. در اين مسابقه همه افراد اعم از مديران دولتي، سياستمداران و خوانندگان روزنامه مي توانند شركت كنند. موضوع مسابقه <بررسي سوابق عملكرد واظهارات مسئولان دولتي در دو سال و نيم اخير و يافتن يك مورد اعتراف به اشتباه> است. زيرا هر چه به گذشته نگاه مي كنيم حتي يك نمونه نمي يابيم كه مسئولان عاليرتبه دولتي، مسئوليت كامل يك نابساماني يا كمبود را پذيرفته و بابت آن، از مردم عذرخواهي كرده باشند.
مثلا در 2 سال اخير، بسياري از صاحب نظران و نمايندگان مجلس، از گرانيهاي روز افزون سخن گفتند و برخي سياستهاي اقتصادي دولت را عامل اين وضعيت دانستند. اما مسئولان عاليرتبه دولتي، در مرحله اول، گراني ها را ساخته و پرداخته رسانه ها و مطبوعات دانستند و در مرحله بعد، دستهاي مافيايي و رانتخواران طرد شده از قدرت وحكومت را عـامـل گـرانـيهـا مـعرفي كردند. تذكرات مكرر نمايندگان مجلس- اعم از اصلاحطلب و اصولگرا- در خـصـوص واردات بـي رويــــــه، تغيير ناگهـــــــاني تعرفهها، عدم تغييـــر ساعت رسمي كشـــــور و موارد مشابه واجماع جناح هاي گوناگون سياسي و فكري در خصوص موارد فوق، هيچ گاه باعث نشد كه مسئولان دولتي، احتمال اشتباه خود در اين مسائل را مدنظـــر قرار دهند. حتــــي در موضوع عدم تغييـــــر ساعت كــــه بازوهاي پژوهشي و تحقيقي وابسته بـــــه قواي مقننـــــه و قضائيه، اقدام دولت را باعث ايـــــــراد ميلياردها تومـــــان خسارت به كشور ميدانستند، نــــــــه تنها مسئولان دولتي حاضر به پذيرش اشتباه خود نشدند، بلكه پس از تصويب قانون در مجلس براي الزام دولت به تغيير ساعت، بعضي از وزيران دست به دامان شوراي نگهبان شدند كه مصوبه مجلس را تاييد نكند!
در عرصه بينالمللي و تحركات خارجي دولت نيز هميــــن وضعيت كم و بيش مشـــــاهده ميشــــــود. دو سال قبل، عضو اصولگراي كميسيـــــون امنيــــت ملي مجلس از ديدار اعضاي اين كميسيون با وزير امور خارجـــــه دولت نهم خبــــر داد كــــــه يكي از مهمتــــرين مباحث جلسه، انتقاد از سرمايهگذاري بيش از حـــــد دستگـــــــاه ديپلماسي خـارجـي كـشور، بر روي كشورهايي بود كه فاقد اثرگذاري در صحنه بينالمللي هستند. يكسال بعد از آن، نايب رئيس اصولگراي كميسيون اصـــــل نود از جلسه غيرعلني مجلس خبــــــر داد كــــــه موضوع آن، انتقاد از تشكيل كنفرانس هولوكاست توسط وزارت خارجه بود. اما نه انتقاد دو سال قبل عضـــــــو كميسيون امنيت ملـــــــي پاسخي يافت و نه اعتراض عضو كميسيون اصل نود، بر ميزان موضعگيريهاي دولت در مورد هولوكاست تأثيري داشت.
در بعضي موضوعات كلان داخلي هم، هيچ يك از انتقادها - حتـــــي انتقادهاي اجماعــــــي جناحهـــــــــاي مختلف - نه تنهــــــا تاكنون اعتراف به اشتباه تـــــوسط دولت را به دنبال نداشته، بلكه باعث اتهام افكني عليه منتقدان شده است. از جمله، ادعـــــاي عدهزيــــــادي از اقتصاددانان اصلاح طلب و گزارش مركز پژوهشهاي مجلس در خصوص تورم 22 درصدي، با اين واكنش مقامهاي عاليرتبه اجرايي مواجه شد كه <مدعيان تورم 22 درصدي، دروغ ميگويند.> اخيراًنيز انتقاد هماهنگ بسياري ازنمايندگان مجلس و صاحبنظــــران بـــــــه شيوه جديد بودجه نويسي دولت، نه تنهـا در اراده دولت براي بازبيني در تصميــــم خود يـــــــا پذيرش انتقــــــادها تـأثـيـري نـداشت بلكه انتقاد كنندگان به <عدم تأثيرپذيري از فشار باندهاي مختلف> توصيه شدند! در موضوعگراني مسكن هم- كه يكي از مهمترين دغدغههاي مردم و نمايندگان مجلس بود- رئيس جمهور در مرحله اول حاضر شد كه اشتباه وزارت مسكن در تبليغ وامهاي مسكن را برگرانيها موثر بداند، اما نهايتاً اين موضوع نيز به وجود مافياهاي مختلف نسبت داده شد. اظهار نگراني 57 استاد اقتصاد در خصوص وضعيت اقتصادي كشور - كه به نشانههاي ملموسي از نتايج تصميمات دولت نيز اشاره داشت - بدون آنكه اعتراف بعضي مسئولان به وجود برخي اشتباهات در تصميم گيريهايي دولتي را به دنبال داشته باشد با اين پاسخ دو مقام دولت نهم مواجه شد كه <چون دست عدهاي، از رانتها قطع شده است، دولت را به نداشتن برنامه متهم ميكنند.>
واقعيت آن است كه حاصل تلاش ما براي كشف حتي يك مورد اعتراف به اشتباه از سوي دولت نهم تنها به نتايج فوق منجر شد. اما هر كس بتواند نمونهاي قابل استناد از پذيرش مسئوليت نابسامانيها و كمبودها توسط مسئولان دولت نهم بيابد، براساس امكانات خود به او <جايزه> خواهيم داد و نام آن را <تشويق به خاطر انتقاد از آفتاب يزد> خواهيم گذارد. در كنار اين جايزه، با اعتـــــراف به اشتبــــــاه خـــــود در شنــــــاخت دولت نهم، ديگــــران را هم <تشويق> خواهيم كرد تــــــا بـــــــا اعتراف به اشتباهــــات خود، راه را براي نهـــــادينه شدن پاسخگويي و انتقادپذيري هموار كنند.
پينوشت:
دوتـيـتر زيـر از صفحه اول روزنامه آفتـاب يـزد 22 اسفند ماه 85 انتخاب شده است.
مـعـاون اول رئـيـس جـمهور ايران: ايران بودجـه قابل ملاحظهاي براي عراق اختصاص داده است.
وزير خارجه عراق: بارها از ايرانيها خواستهايم در امور داخلي عراق دخالت نكنند.
از دوحه تا تهران
تريبون تا مانيفست!
هنوز ابعاد و اهداف دعوت اعضاي شوراي همكاري خليج فارس از دكتر احمدينژاد به صورت شفاف بيان نشده است. رسانه هاي رسمي داخلي نيز مطابق رويه سه سال اخير، بيش از هر چيز به فكر اثبات موفقيت ديپلماسي دولت نهم هستند و لذا نميتوان به انتظار ارائه تحليل دقيق از دستاوردها و پيامدهاي اين سفر بي سابقه توسط صدا و سيما يا تحليلگران دولتي نشست. اما براساس اخبار رسمي منتشر شده، رئيس جمهور ايران پيشنهادي 12 بندي را به سران حاضر در نشست شوراي همكاري خليج فارس ارائه نموده كه شامل همكاري هاي سياسي، اقتصادي و امنيتي است. اين پيشنهادها نشان ميدهد از نظر مسئولان دولت نهم، ميتوان با سران اعراب بر سر برخي امور مهم منطقهاي و بين المللي - و حتي در مورد تماميت ارضي كشورمان- اختلاف نظر داشت و در عين حال نقاط مشترك را شناسايي كرد و براي همكاري تلاش نمود. البته اين موضوع از سالها قبل مورد تاكيد برخي از صاحب نظران سياسي وكارشناسان ديپلماسي خارجي قرار داشت اما بسياري از اصولگرايان در برابر آن مقاومت نشان ميدادند. آن گروه از اصولگرايان هنوز هم بر ديدگاه <صفر يا صد> در مواجهه با برخي قدرت هاي بزرگ و موثر جهاني از جمله آمريكا پافشاري مي كنند و شايد همين امر، نزديكي بيش از حد و غير ضروري با كشورهاي كم اثرگذارتر را براي ايران اجتناب ناپذير ساخته است.
به هر حال سفر اخير احمدي نژاد و پيشنهادهاي او را مي توان ناشي از حاكميت ديدگاهي جديد در ديپلماسي ايران و منطقه دانست اگر چه هنوز مشخص نيست كه براي برنامه ريزي اين سفر تا چه حد از ديدگاه هاي كارشناسي صاحب نظران مستقل استفاده شده است. احتمالا نمايندگان مجلس نيز مانند بسياري از عرصه هاي ديگر، به همراه ساير آحاد مردم از طريق رسانه هاي خبريدر جريان اصل سفر و فروع آن - از جمله پيشنهادهاي 12 گانه رئيسجمهور- قرار گرفتهاند.
اما بررسي شكلي پيشنهادهايي كه احمدينژاد به شوراي همكاري خليج فارس ارائه داده، ثابت ميكند دولت وي به دنبال تقويت همكاريهاي منطقهاي و افزايش نقش سياسي و تجاري ايران در منطقه خليجفارس ميباشد. البته براي عملي شدن پيشنهادها و اثبات جدي بودن ايران در ارائه پيشنهادها، احمدينژاد ناچار است دست به برخي شفافسازيها و بعضي تعديلها در رفتار و گفتار دستگاههاي اجرائي كشور و مسئولان آنها بزند. از جمله قاعدتا از اين به بعد بايستي از برخي مطلقگوئيها در مورد سران عرب- به ويژه سران كشورهاي خليج فارس- خودداري شود.
مثلا اگر در آينده، كنفرانسي مانند آناپوليس تشكيل و سران عرب تصميم به شركت در آن گرفتند، رئيس جمهور ايران ضمن بيان ديدگاههاي منطقي خود و ارائه استدلالهاي خويش، بايستي از توصيف همه شركتكنندگان در اين كنفرانس با عباراتي همچون <فريب خورده> خودداري كند. البته كسي انتظار ندارد كه دستگاه ديپلماسي دولت نهم، همان رفتار توجيه گرايانهاي را كه نسبت به شركت دولت سوريه در آناپوليس داشت در مورد عربستان و كويت و ساير كشورهاي موثر منطقه تكرار كند، اما شرط اثبات <برادري- > كه در سخنراني احمدينژاد خطاب به سران كشورهاي خليج فارس بيان شد- آن است كه براي ابراز مخالفت ايران با رفتارهاي ديپلماتيك كشورهاي منطقه، از بكارگيري عبارات توهينآميز و مملو از تحقير خودداري شود.
درعرصه اقتصادي نيز نميتوان برخي رفتارهاي سابق را تكرار كرد و همچنان در انتظار انعقاد قراردادهاي گران قيمت و بلند مدت نشست. كشورهاي منطقه، هنوز رفـتار و گفتار بعضي ازاصولگرايان ازجمله تعدادي ازمسئولان دولت نهم درمورد قرارداد كرسنت را به ياد دارند و لذا تا زماني كه نتوان آنها را به عدم تزلزل قراردادهاي ايران در صورت تغيير تركيب دولت ومجلس مطمئن ساخت،قاعدتا نبايد از آنها پذيرش دعوت ايران براي تامين آب و گاز مورد نياز منطقه را انتظار داشت. اگرچه مشخص نيست كه با توجه به موفقيتهاي بزرگ برخي كشورهاي خليج فارس در توليد گاز و سبقت گرفتن بعضي از آنها ازايران در برداشت از حوزههاي مشترك و غيرمشترك، اين پيشنهاد تا چه حد جنبه عملياتي به خود خواهد گرفت؟ همچنين پيشنهاد تامين گاز براي كشورهاي منطقه در حالي بيان مي شود كه مركز پژوهشهاي مجلس، نسبت به پيامدهاي صادرات گاز- بخاطر نيازهاي صنعتي و خانگي داخلي - هشدار داده است. اما حتي اگر اختلاف نظر بعضي ازنمايندگان مجلس هفتم با مسئولان دولت نهم در موردصادرات گاز برطرف شود ، بازهم كشورهاي مـنـطقه بايد مطمئن شوند كه احمدينژاد ،خاتمي، رفسنجاني و نفرات بعد از آنها رئيس جمهورايران هستند ونه رئيس دولت ششم و هشتم و نهم. به عبارت ديگر بايد اين اطمينان درآنها ايجاد گردد كه برخي مشكلات داخلي، كوچكترين خدشهاي به قراردادهاي معتبر منعقده توسط دولتها وارد نخواهد كرد. البته اين سخن به معناي عدم بررسي تخلفات احتمالي داخلي درزمان انعقاد بعضي از قراردادها نميباشد. اما نبايد بررسيها- يا خداي نخواسته تسويه حسابهاي داخلي - خللي بر اعتبار قراردادهاي خارجي واردكند و تا زماني كه اين اطمينان در طرفهاي خارجي به ويژه كشورهايي كه انتخابهاي متعدد براي گـسـتـرش فـعاليتهاي خود دارند، ايجاد نشود، ارائه پيشنهادهاي بزرگ، تنها به كار تبليغات داخلي خواهد آمد.
دكتراحمدينژادپيشنهادهاي خوبي نيز براي توسعه همكاريهاي توريستي و زيارتي بين كشورهاي منطقه، به همتايان خود ارائه نمود. اما آيا شرايط لجستيك لازم براي كساني كه از اين كشورها به ايران ميآيند،در داخل كشور فراهم است؟ آيا رئيسجمهور ايران براي صرف بخشي از درآمد بي سابقه نفت در عرصه گردشگري، تدابير ويژهاي انديشيده است؟ آيا مثلا همانطور كه در يك سخنراني، بودجه يك استان را دو برابر سال گذشته اعلام ميكند براي افزايش متناسب و متوازن بودجه گردشگري نيز مي تواند وعدهفوري - و در عين حال قابل اجرا- بدهد؟ آيا توريستهايي كه قرار است به ايران بيايند براي ترددهاي داخلي خود در ايران، از امكانات كافي برخوردار هستند؟ با توجه به برخي فضاسازيهاي رسانههاي خارجي، همچنين با توجه به بعضي رفتارهاي نسنجيده قبلي، براي احساس امنيت توريستها چه تدبيري انديشيده شده است؟ راستي آيا آقاي احمدي نژاد مي داند كه رسانه ملي اظهارات يك فرمانده محترم انتظامي را بارها پخش كرده است كه به موجب آن، نوع حجاب مورد استفاده برخي بانوان مسلمان - و حتي شيعه - در كشورهايي مانند لبنان نيز از نظر مسئولان انتظامي ايران، غيرقابل قبول تلقي شده و براي اندازه لباس و تركيب كفش و شلوار و كلاه نيز <قاعده > تعيين شده است؟البته اظهارات دكتر احمدي نژاد، مي تواند اين اميدواري را ايجاد كند كه دولت اوبراي خلق فرصتهاي جديد و رفع موانع داخلي،برنامه ريزي كرده است كه اگر اينچنين باشد بايد به او تبريك گفت و به انتظار روزي نشست كه پيشنهادات او در تريبون شوراي همكاري خليج فارس در دوحه به مانيفست عملي همكاران او در داخل كشور تبديل شود.
<در طول يكسال و نيم اخير كارهاي زيادي در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته كه قابل مقايسه با گذشته نيست و در مقايسه با قبل خود بينظير است و اگر نگوئيم بينظير است قطعاً بايد گفت كم نظير است...... اميدوارم وزير آموزش و پرورش ابقا شود تا دولت به صورت منسجم و هماهنگ ادامه فعاليت دهد.>
جملات بالا، دقيقاً دويست روز قبل توسط رئيس جمهور در صحن علني مجلس بيان شد تا مخالفت جدي محمود احمدينژاد با استيضاح وزير آموزش و پرورش به اطلاع ملت ايران و نمايندگان آنها برسد. اين عبارات، از يك سو نشان ميداد كه از نظر احمدينژاد، شاهكارهاي مديريتي در حوزه مسئوليت محمود فرشيدي، دوره وزارت او را نسبت به تمام دورههاي گذشته ممتاز ساخته است و از سوي ديگر ثابت ميكرد كه هماهنگي او با مجموعه دولت در حدي است كه رئيس جمهور، بركناري او توسط مجلس را موجب اخلال در انسجام و هماهنگي دولت ميداند.
بينظير دانستن عملكرد فرشيدي در حالي بيان ميشد كه از ماهها قبل از استيضاح او در مجلس، بسياري از نمايندگان عملكرد او را مورد انتقاد قرار داده بودند و گروههايي از معلمان نيز با تجمعاتي در برابر مجلس - كه گاه براي آنها هزينهساز بود - نارضايتي خود را از مديريت اين دستگاهبزرگ ابراز ميداشتند. پيش از آن نيز اهانت بيسابقه به ساحت مــقــدس پــيـامـبـراكـرم (ص) در قـالـب يكي از آزمونهاي رسمي آموزش و پرورش باعث اعتراض بسياري از نمايندگان و درخواست تعدادي از آنان - از جمله نماينده اصولگراي قم - براي استعفاي وزير يا بركناري او توسط رئيس جمهور شده بود. اما نه اعتراضات معلمان، نه درخواست به حق عدهاي از نمايندگان و سياستمداران براي بركناري وزير و نه تلاش تعداد قابل توجهي از نمايندگان مجلس براي استيضاح وزير، نتوانست با رضايت رئيس جمهور از عملكرد بينظير وزير رقابت كند و در نتيجه با حمايت جدي و كمنظير احمدي نژاد، فرشيدي بر كرسي وزارت ابقا گرديد. كساني كه مقاومت رئيس جمهور در برابر درخواستهاي رسمي و غيررسمي براي تغيير وزير را ديدند و شنيدند، هيچگاه باور نميكردند كه دويست روز پس از بينظير خواندن عملكرد وزير و پافشاري بر هماهنگي او با مجموعه دولت، به صورت ناگهاني خبر پايان مسئوليت او در آموزش و پرورش اعلام شود. البته كساني كه همه اقدامات رئيس جمهور را <ابتكاري> مينامند شايد اين نوع برخورد را هم يك ابتكار كم نظير بدانند، اما اگر <اعتماد> مردم نيز به اندازه تبليغ براي <ابتكارات> رئيس جمهور اهميت داشته باشد، قاعدتاً مسئولان مربوطه براي مردم توضيح خواهند داد كه در دويست روز گذشته، كدام <ذنب لايغفر> در آموزش و پرورش صورت گرفته است كه هم قبح آن از اهانت به پيامبر بالاتر بوده و هم شدت تخريبگري آن تمام اقدامات بينظير يا كم نظير در دوره 5/1 ساله مديريت فرشيدي را بياثر كرده است؟! آيا متوسط عملكرد وزارت آموزش پرورش در حدي از ضعف قرار داشته است كه عليرغم ادامه همكاري با ساير وزيران نه چندان موفق بركناري او در نيمه راه اجتناب ناپذير بوده است؟
رئيس جمهور بايد براي مردم توضيح دهد بينظير يا كم نظير خواندن عملكرد وزير و تاكيدبر هماهنگي كامل او با دولت، كه در نهايت منجر به شكست تلاش نمايندگان مجلس براي استيضاح وزير شد، با چه هدفي صورت گرفته است؟ آيا اين هم از ابتكارات دوره جديد مديريت كشور است كه هر تصميمي - حتي موضوعي كه بر سرنوشت حدود بيست ميليون دانشآموز و معلم تاثيرگذار ميباشد - بايد تنها توسط رئيس جمهور اتخاذ شود؟ آيا بيتوجهي به مطالبه رسمي و غيررسمي نمايندگان مجلس حتي به قيمت توصيف كمسابقه از موفقيت يك وزير نيز از روشهاي پسنديدهاي است كه به دولت جديد نسبت داده ميشود؟
پس از استيضاح وزير آموزش و پرورش در مجلس، 132 تن از نمايندگان به ابقاي او راي دادند كه بدون ترديد راي تعداد قابل توجهي از آنها، براي اجابت خواسته رئيس جمهور بود. به عبارت ديگر، اكثريت قابل توجهي از 290 نماينده مجلس، ديدگاه موافقي نسبت به وزير نداشتند، در عين حال براي اثبات تعامل مثبت با دولت، ابقاي وزير را پذيرفتند. اما رئيس جمهور كه ديروز با پايان دادن به مسئوليت فرشيدي عملا ً نارضايتي خود از عملكرد و ي را به نمايش گذاشت ، حاضر نشد كه براي اثبات تعامل با مجلس، همزمان با درخواست نمايندگان او را بركنار نمايد. رئيس جمهور ميتوانست با خودداري از توصيفهاي ويژه از عملكرد وزير، همراهي خود با نمايندگان را به نمايش بگذارد و برخي از آنها را به راي اعتماد مصلحتگرايانه به فرشيدي وادار نسازد البته اين تعامل يكسويه، بارها توسط مجلسيان به نمايش گذارده شده است و نمايندگان مجلس در بعضي از موارد از حقوق قانوني خود كوتاه آمدهاند تا تعامل با دولت را اثبات كنند
مثلاً در حالي كه به گفته رئيس كميسيون انرژي مجلس، 69 درصد نمايندگان خواستار عرضه آزاد بنزين هستند، تنها به دليل مخالفت رئيس جمهور و دولت، در اين مورد اقدامي صورت نميگيرد.
بسياري از اتفاقات ماههاي اخير كه به بهانه تعامل مجلس و دولت و يا به عبارت بهتر مداراي يكطرفه مجلس با دولت انجام ميشود اعتراض اصولگرايان مجلس را نيز برانگيخته است. نايب رئيس اصولگراي كميسيون اصل نود چندي قبل ضمن تاكيد بر <قابل توجه بودن تخلف مديران دولتي از قانون> هشدار داد كه <تعامل بين دولت و مجلس نبايد موجب ضرر مردم و نظام شود> و عضو ائتلاف آبادگران نيز از اين موضوع ابراز تاسف كرد كه <نقش مجلس، هيچگاه مانند امروز كمرنگ نبوده است.>
نگارنده هر چه تلاش كرد نتوانست براي آنچه از دويست روز قبل تا ديروز در حوزه آموزش و پرورش به وقوع پيوست، دليلي بيابد. پس شايد بتوان <دفاع جانانه> آن روز و<بركناري بيسر و صداي> ديروز را ناشي از روندي دانست كه ترجمان آن، پس از شكست استيضاح فرشيدي در سرمقاله يك روزنامه حامي رئيس جمهور آمده بود: <اصولگرايان مجلس، ديروز مانور اتحاد دادند و بار ديگر قدرت خود را هنگامي كه تصميم گرفته باشند يك اراده جمعي را پيش ببرند، به نمايش گذاشتند.>
البته اگر اثبات هماهنگي اصولگرايان و مانور اتحاد آنها، اصل اوليه براي سياستمداران باشد بينظير خواندن عملكرد وزير در روز استيضاح و بركناري ناگهاني يا پذيرش بي سر و صداي استعفاي او كاملاً موجه خواهد بود. اما در اين شرايط، آيا مردم ميتوانند به انتظار آمدن بوي خوش از اوضاع باشند؟!
